زبانحال امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
شاعر : سیدپوریا هاشمی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل
دخـترم با خـنـدهات غـمهای بابا را ببر با نمک افطار کردم؛ شیر و خرما را ببر
دیگر از رنج زمانه میشود راحت علی مـژدۀ جـان دادن یک مرد تـنهـا را ببر
تا سحر از خاطرات مادرت با من بگو پیش من تا میتـوانی اسم زهـرا را ببر
وای اگر مرغان این خانه برنجند از علی بـیـن راهـم آمــدنـد آرام آنهـا را بـبــر
تیغ قاتل خوبتر از نیشخند مردم است آه شمـشـیر! از دل من درد دنیا را ببر!
خون ِاین سر خونِ سی سالِ بدون فاطمهست پیـشکـش بر فاطمه خون سر ما را ببر
بعد ازین کوفه نمان و بعد ازین کوفه نیا با بـرادرهـا از ایـنـجا ارث طـه را ببر
تو به کوفه بازمیگردی ولی مثل اسیر با خودت امروز روضههای فردا را ببر
|